تبليغاتX
دوستت دارم عزیزم...باور کن

دوستت دارم عزیزم...باور کن

كاش مي شد سرزمين عشق را در ميان گام ها تقسيم كرد
كاش مي شد با نگاه شاپرك عشق را بر آسمان تفهيم كرد
كاش مي شد با دو چشم عاطفه قلب سرد آسمان را ناز كرد
كاش مي شد با پري از برگ ياس تا طلوع سرخ گل پرواز كرد
كاش مي شد با نسيم شا مگاه برگ زرد ياس ها را رنگ كرد
كاش مي شد با خزان قلب ها مثل دشمن عاشقانه جنگ كرد
كاش مي شد در سكوت دشت شب ناله ي غمگين باران را شنيد
بعد ، دست قطره ها يش را گرفت تا بها ر آرزوها پر كشيد
كاش مي شد مثل يك حس لطيف لابه لاي آسمان پرنور شد
كاش مي شد چا در شب را كشيد از نقاب شوم ظلمت دور شد
كاش مي شد از ميا ن ژاله ها جرعه اي از مهر با ني را چشيد
در جواب خوبها جان هديه داد سختي و نا مهرباني را شنيد

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389 1:27 توسط حمیدو عشقش |


دوست دارم 

+ نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388 12:14 توسط حمیدو عشقش |


سلام.

چطوری خانومم؟

میدونی چند وقت به وبلاگ سر نزدم؟ولی امروز دیگه یه وقتی


پیدا کردم و امدم تا بهت دوباره بگم چقدر دوست دارم.انشاالله دفعه بعد با هم مینویسیم.

دوستت دارم

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388 17:42 توسط حمیدو عشقش |


گفتم سلام گفتي برو قلبم واست جا نداره

گفتم تو رو خدا نرو گفتي که فايده نداره

فکر نمي کردم که تو هم مثل غريبه ها بشي

دل تو هم سنگي بشه.. يه روز ازم جدا بشي

پا رو دلم گذاشتي فکر کردي که کي هستي

تو دل ما زياده........ عاشق راستي راستي

کي گفته که اگه بري پنجره مون بسته ميشه

دلم تو سينه ميميره... يه مرغ پر بسته ميشه

اينجوري هام نيست بخدا بهت نميگم که بمون

فقط اينو يادت باشه... که من بودم يه مهربون

حالا اينو خوب مي دونم تو خيلي بي وفا بودي

قلب تو با اون يکي بود تو هم واسش خدا بودي

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388 17:35 توسط حمیدو عشقش |


سلام امیدوارم که حالت خوب باشه...

دلم خیلی واسه صدات تنگ شده ولی نمیتونم.


من از دست تو خسته نشدم ولی مجبوریم به خاطر یه سری مسائل     بی خیال هم بشیم.

نه اینکه ازت خسته شده باشم ،نه،تازه بهت عادت هم کرده بودم.جوری

شده بودم که اگه یه روز صداتو نمیشنیدم دیونه میشدم .ازت خسته نشدم

نه اینکه تو دختر بدی باشی ،نه،یه تار موت از صدتار دختر تو خیابونی

سرتره.


ازت خواهش میکنم که منو واسه همه بدیهام ببخش .وقتی میشینم به

روزای با تو بودن فکر می کنم از ناراحتی اشک چشام جاری میشه و به

خدا میگم چرا من،من که عشقم  یه عشق پاک بود من که فقط با اون

بودم وبه به جز اون کسی تو زندگیم نبود ،پس چرا من؟اره تو زندگی من

فقط تو بودی و به جز تو کسی نبوده،نیست و نخواهد امد حتی اگه تا آخر

عمرم هم یه پسر بمونم.


دیگه از زندگیت میرم بیرون ،با وجود اینکه خیلی واسم عزیز بودی و به

سادگی هم به دستت نیوورده بودم ولی مجبورم که ازت جدا بشم.دیگه

من نیستم که تو کارات دخالت کنم و هر جا که  بخوای بری به من بگی   (من اگه تو کارات دخالت میکردم چرا به خودم نگفتی و به صدیقه گفتی؟)

به هر حال واسه همیشه خدا حافظ گلم


همیشه دوستت داشتم


دوستت دارم


وخواهم داشت

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387 20:30 توسط حمیدو عشقش |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته دوم اردیبهشت 1389

هفته اوّل آذر 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته دوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته سوم آبان 1386



پیوندها


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS